پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
138
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
خدا ؛ د - دين الاسلام . « 66 » همچنين به يادآوريم معنايى را كه امام ( ع ) به حرف « ن » در كلمهء « نور » مىدهد ( قلم ، 1 ) : « نون نور ازلى است كه خدا از آن همهء موجودات را پديدآورد و آن را به محمد ( ص ) اختصاص داد . به همين سبب است كه به او گفته مىشود : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ : و تو راست خلقى عظيم ( قلم ، 4 ) ، يعنى تو از نورى آفريده شدهاى كه از ازل به تو اختصاص يافت . » « 67 » گفته شده است كه جفر ممكن است « به انحرافاتى بينجامد كه مردمان جدّى را از اين كوششها رويگردان كند » « 68 » ؛ ولى در اينجا اهميت نه در نتيجهاى است كه اين كوششها به آن مىانجامد ، بلكه در پيشفرضى است كه ملهم اين كوششهاست . پيشفرض اين است كه وحى به زبانى « چند بعدى » به انسان ابلاغ شدهاست نه به زبانى « يك بعدى » . « مردمان جدّى » بدين سبب با زبان « يك بعدى » موافقاند كه اين زبان در دسترس آنهاست ، در حالى كه امام جعفر صادق ( ع ) در همان آغاز تفسير خود به ما خبر مىدهد كه قرآن به زبانى « چند بعدى » فرستاده شده است . مىفرمايد : « كتاب خدا مشتمل بر چهار چيز است : عبارت و اشارت و لطايف و حقايق . عبارت براى عوام است ، اشارت براى خواص ، لطايف براى اوليا ، و حقايق براى انبياء » « 69 » بنابراين ، كلام خدا چندين لايه در عمق خود دارد كه فهم آنها « متناسب است با مقدار محبّت و صفاى ذكر و وجود قرب » . « 70 » پس يافتن چندين معنى براى حروف مشكّل كلمهء « بسم » يا « حمد » ، يا اين يا آن گروه « حروف مقطّعه » نوعى بازى فكرى كه خوش دارد دربارهء يك موضوع تفسيرهاى متنوّع بپرورد نيست ، بلكه ورود در اعماق نهان كلامى است كه ، در همهء ابعاد خود ، با سرّ آن كه آن را بيان كرده است ارتباط دارد ؛ ترمذى مىگويد : « در فواتح سور اشارهاى به معنى سوره هست كه تنها حكماى الهى در زمين از آن آگاهاند . . . يعنى كسانى كه به خلوت او راه يافتهاند ؛ از آنجاست كه آنها اين علم ، علم حروف صامت ، را دريافت كردهاند . » « 71 »
--> ( 66 ) . ذكر عن جعفر الصادق فى قوله « الحمد لله » قال : من حمده بصفاته كما وصف نفسه فقد حمده . لان الحمد حاء و ميم و دال . فالحاء من الوحدانية و الميم من الملك و الدّال من الديمومية . فمن عرفه بالوحدانيّة و الدّيموميّة و الملك فقد عرفه ( همان ، ص 22 ) . ( 67 ) . « ن و القلم » قال جعفر : نون هو نور الأزليّة الّذى اخترع منه الأكوان كلها فجعل ذلك لمحمّد صلعم . فلذلك قيل له « و انّك لعلى خلق عظيم » ، الى على النّور الّذى خصّصت به فى الازل ( همان ، ص 59 ) . ( 68 ) . بلاشر ، مقدّمه ، ص 147 . ( 69 ) . حكى عن جعفر بن محمد انّه قال : كتاب اللّه على اربعة اشياء : العبارة و الاشارة و اللّطائف و الحقائق . فالعبارة للعوام و الاشارة للخواصّ و اللطائف للاولياء و الحقائق للانبياء ( مجموعهء آثار سلمى ، ص 21 ) . ( 70 ) . . . و على قدر المحبة و صفاء الذكر و وجود القرب يقع التفاوت فى الفهم ( نقل از سرّاج ، كتاب اللّمع ، ص 89 ) . ( 71 ) . به نقل از ماسينيون ، مصائب ، ص 593 .